البــــــــــــــــرز چت

جایی واسه خنده وشادی البته کنار شما دوستای خوب البرزچتیه خودم.بوسسسسسس

هست

" هست " را اگر قدر ندانی می شود " بود "

و چه تلخ است " هستی " که " بود " شود

و

" دارمی " که .. " داشتم "...
+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 16:21  توسط اتیش  | 

دعای غصنفر: خدایا به من مغز بده تا بتوانم سکته مغزی کنم و اعضای بدنم را به كساني كه نياز دارند بدهم .

غضنفر تو ژاپن تاکسی داره هر ژاپنی رو که سوار میکنه میگه: خدايا دارم ديونه ميشم مگه من الان پیادت نکردم؟

 

بچه ها توي كلاس داشتند سروصدا ميكردند ناظم با عصبانيت مياد كلاس ميگه: اينجا طويله س؟

يكي از بچه ها ميگه: نه اقا اشتباهي اومديد!

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 16:21  توسط اتیش  | 

نگران نباش

نگران نباش !
چشم هایِ وحشیِ مرا
هیچ نگاه هرزه ای رام نخواهد کرد ...
... ...
تو فقط از مرز چشم های ِ دلم ،
پا بیرون نگذار ...
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 14:56  توسط اتیش  | 

هه نوشته های پشت ماشین

لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن

*

بوق نزن ژیان میخورمت

*

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع

عشق آمد و گفت من بی سوادم

*

پشت یه ژیان هم نوشته بود

جد زانتیا

*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر

*

شتاب مكن، مقصد خاك است

*

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش

گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

*

تو هم قشنگی

*

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

*

سر پایینی برنده

سر بالایی شرمنده

*

داداش مرگ من یواش

*

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

*

تند رفتن که نشد مردی

چشم انتظارم كه برگردی

*

یا اقدس

یا هیچكس

*

زندگی نگه دار پیاده میشم

آیی بی وفا کجا میری

اونطرفی که ورود ممنوعه

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 15:7  توسط اتیش  |